محمد مهدى ملايرى

289

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پس از ترجمه به عربى در بين مسلمانان هم قدر و منزلتى بزرگ يافت و جزء آثار برجستهء زبان عربى به‌شمار رفت و از آثار برگزيده آن زبان براى تعليم به فرمانروايان و كارگزاران خلافت گرديد . به روايت مبرّد وقتى معلم الواثق بالله پسر مأمون از مأمون پرسيد كه به او چه بياموزد مأمون گفت : به او كلام خداوند را بياموز و او را وادار تا عهد اردشير را بخواند و كتاب كليله و دمنه را از بركند . « 1 » و چنان كه از گفتهء جاحظ برمىآيد عهد اردشير يكى از كتابهايى بوده است كه دبيران ديوان خلافت آن را مىآموخته‌اند . « 2 » و ابن نديم آن را در مقدمهء پنج كتابى شمرده كه همه بر خوبى آنها همداستان بوده‌اند . « 3 » و شهرت و اعتبار اين كتاب در بين ادبا و نويسندگان عرب به پايه‌اى بود كه بلاذرى مؤلف معروف اسلامى براى سهولت حفظ ، آن را به شعر عربى درآورد . « 4 » و برخى از عبارات آن همچون كلمات قصار در منشآت عربى به‌كار رفت مانند : « رشاد الوالى خير للرعية من خصب الزمان » يا « ان الملك و الدين اخوان توأمان لا قوام لاحدهما الا بصاحبه » يا « ان سلطان الملوك انما هو على اجساد الرعية و انه لا سلطان للملوك على القلوب » و امثال اينها . در اينجا تذكر اين نكته لازم به نظر مىرسد كه غير از اين عهد اردشير ، كتاب ديگرى دربارهء اردشير به عربى ترجمه شده بوده كه آن هم در زبان عربى شهرت و اعتبارى يافته بود و آن كتاب « كارنامهء اردشير » است ، كه مسعودى از آن در مروج الذهب نام برده . مرحوم تقىزاده احتمال داده كه اين « عهد اردشير » همان كتابى باشد كه مسعودى ذكر كرده « 5 » ولى اختلاف موضوع اين دو كتاب محلى براى اين احتمال باقى نمىگذارد . مسعودى دربارهء آن گويد : « اردشير بابك را كتابى است كه به كتاب كارنامه معروف است و در آن ذكر اخبار و

--> ( 1 ) . المبرّد ، كتاب الكامل ، ص 4 . ( 2 ) . رسائل الجاحظ : 2 ، 192 - 191 . ( 3 ) . الفهرست ، ص 126 : « الكتب المجمع على جودتها » . ( 4 ) . الفهرست 114 - 113 ، شرح حال بلاذرى ديده شود . ( 5 ) . هزارهء فردوسى ، ص 23 ، حاشيه 5 - تهران 1944 .